سوره مبارکه طارق... کوبنده ی باب عبد پروری
می ترسم از وقتی که زینب بانو به حرف بیاید.
برایم تجسم قیامت است؛ تجسم یوم تبلی السرائر.
انقدر عمیق و نافذ چشم می دوزد به اتفاق های پیرامونش؛ به روابط من و برادرش؛ به گیس و گیس کشی هایمان، به پیروز شدن های یا من یا مربا؛
انقدر با دقت به کلمه هایی که ادا می کنم و مربا ادا می کند نگاه می کند واقعا انگار به کلمه های نگاه می کند؛ که هر آن منتظرم زبان که باز کند زیااااد حرف داشته باشد برای گفتن...
حاضر است همیشه
می شنود همه کلام ها را
می بیند همه رفتارها را
می فهمد کنه مطلب و ریشه و دلیل بروز را!
وای بر من
بر روزی که زبان باز کند، و بگوید آنچه را که این مدت 2 سال و 2 ماه بر او و بر ما گذشته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ (2) النَّجْمُ الثَّاقِبُ (3) إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ (4) فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ (5) خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ (6) يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ (7) إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ (8) يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (9) فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ (10) وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ (11) وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ (12) إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13) وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ (14) إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً (15) وَأَكِيدُ كَيْداً (16) فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً (17)
سوگند به آسمان و كوبنده شب! (1) و تو نمىدانى كوبنده شب چيست! (2) همان ستاره درخشان و شكافنده تاريكيهاست! (3) (به اين آيت بزرگ الهى سوگند) كه هر كس مراقب و محافظى دارد! (4) انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است! (5) از يك آب جهنده آفريده شده است، (6) آبى كه از ميان پشت و سينهها خارج مىشود! (7) مسلما او ( خدائى كه انسان را از چنين چيز پستى آفريد) مىتواند او را بازگرداند! (8) در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار ميشود، (9) و براى او هيچ نيرو و ياورى نيست! (10) سوگند به آسمان پرباران، (11)
و سوگند به زمين پرشكاف (كه گياهان از آن سر برمىآورند)، (12) كه اين (قرآن) سخنى است كه حق را از باطل جدا مىكند، (13) و هرگز شوخى نيست! (14) آنها پيوسته حيله مىكنند، (15) و من هم در برابر آنها چاره مىكنم! (16) حال كه چنين است كافران را (فقط) اندكى مهلت ده (تا سزاى اعمالشان را ببينند)! (17)
دستم را به دستان امیرالمونین می دهم، طلب می کنم، طلبی مادرانه، که مظهر رحیمیت هستی ست، خطاهای هر آنکه تا کنون در تربیت کودکش کوتاهی کرده، کاری را کرده که نباید و حرفی را زده که نشاید را به بهترین شکل تبدیل به احسن عمل کن.
ناصر و توان و قوه ما باشد یا امیر... فرزندان مان نذر قدم گذاشتن در مسیر عبودیتی هستند که شما ستاره ی آسمانش هستی که شما کوبنده ی راهش هستی.
تمام امیدمان به حفاظتی ست که از کودکان عالم دارید از هر فطرت پاک از هر نَفس.
این نَفسِ شیعه را از ما بپذیر ... نفسی که از هیچ هویدا شده و در خود ویژگی هایی را به همراه دارد... اما قادر است به سوی تو باز گردد.
فرزندانمان را به تو می سپاریم که همیشه به سوی تو در حال بازگشت باشند.


سوره مبارکه طارق... کوبنده ی باب عبد پروری
