اولين روضه ها!
ام شب که رفته بوديم هيأت يک هواي عجيبي داشتيم من و دختربانو.
روضه که مي خواند حس مي کردم که روضه ي مادر زينبم را مي خوانند.
بدحالي داشتم!
به مراسم مادر زينب مان خوش آمديد.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولين روضه ها!
