آسمانآسمان، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

زميني به وسعت آسمان

عصای جادویی برس به فریاد...

1392/4/15 6:27
565 بازدید
اشتراک گذاری

اگر بدونید چه اتفاقات خوبی میفته به برکت وجود من!!!مژه

عمه ها و دایی ها و خاله میان کمک برای تغییر دکوراسیون سالن پذیرایی...

برای تغییر دکور اتاق داداش محمدسجاد...

خاله طاهره از دوستای مامانم میان پرده آویزون می کنن...

مامانی پرده ی اتاق ها رو می بره که تر و تمیز بیاره...

اون یکی مامانی هفته ای 2 3 روز میان که مامانم تنها نباشه...

دیروز هم که عمه کوچیکه خجالت زده مون کرد و از 10 صبح تا 10 شب آشپزخونه مون رو مثل دسته ی گل کردماچ

دایی کوچیکه هم در و پنجره ی اتاق منو داداشمو تمیز کرد و تمام کمد و دکور و اینا رو برق انداخت و با زندایی و خان دایی(به عنوان مدیر ناظر)نیشخند کل وسایلو جابجا کردن!

اصلا مبهوت مامانم از این همه عزم جمعی!!!

ینی من یه همچین دخمَلی هستم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

ام طاها
15 تیر 92 21:04
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
آسمان
16 تیر 92 13:20
خدا رو شکر که دست تنها نیستی
راستی اتاقشون مشترک میشه ینی؟


بله...
البته تا 3 سالگی که همه با هم می گذرونیم زندگی مشترک رو.
قراره تخت خواب بزرگ سفارش بدیم
تا خدا توفیق بده یه خونه ی 5 خوابه بگیریم.
چون من و آقای پدر اتاق کار مون هم باید از هم جدا باشه هاهاها
.هرا
19 تیر 92 15:28
خوش بحالتون ماکه دردوران بارداری ازاین کارا ازکسی ندیدیم... بهمین جهت هم مامان وهم نینی حالشون بده.


آخی درکتون می کنم...
ما هم این اتفاق رو مثل یک معجزه قلمداد کردیم.
و الا اوضاع مون مثل شما بود.