آسمانآسمان، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

زميني به وسعت آسمان

زنجیره صفات1

آقای اخوت بهش می گویند:  ام البنین از زاویه ویژگی زندگی جمع کردن و مدیریتش. - این خصلت زنجیره ای از ضفات را با خودبهمراه دارد که در صورت برخورد خوب با آنها تا 5 سال دیگر شکوفا خواهد شد و چنانچه با خانواده صفاتش درست برخورد نشود، ناقص رشد کرده و از بین خواهد رفت. یکی از این صفات که در زنجیره قرار دارد: به اصطلاح عامیانه: لجبازی ست. یکی دیگر: قلدری ست یکی دیگرش: محبت سرشار است دیگرش: ... همینطور ادامه دارد. و برای رسیدن به صفت مادر، باید از این مسیر به خوبی گذشت. ...
3 مهر 1393

دفاع مقدس

به خوبی از خودش دفاع می کند. جای بسی شکر دارد. در هفته دفاع مقدس نوشتن این پست نیز جای بسی کشف ارتباط دارد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ توانمند شدن بچه ها در دفاع کردن از خودشان یکی از مولفه های رشد است.
3 مهر 1393

ما سه تا رو کجا می برین؟

عسل و مربا یک دوستی دارند به اسم محمد. پسر غیور و جوان مردیست، اگر اشتباه نکنم چند هفته دیگر 2 ساله می شود. نوازش هایش خیلی خاص و ماساژیست. دیروز در مدرسه آمد و زینب پری را ناز کرد، اولش خوب بود، دختر ما هم که عادت دارد هیچ نگفت. بعد کم کم صدای بانو درآمد. تا اینجای داستان معمولی و عادی بود. تا اینکه یکهو سر و کله ی خان داداش پیدا شد و مثل هوخشتره! هجوم برد به سمت محمد. با صدای إإإإإإإإإ .... یک هلی داد بچه رو که اگر ماشالله خودش را آنطور سفت نگرفته بود از اساسی خورده بود زمین! او هم که بهش برخورده بود و عصبانی شده بود، مربا رو هل داد و در همین حین، لپ هایش در بین انگشتان مربا گیر کرد!!! همه این اتفاقات در چند ث...
24 شهريور 1393

نماز و تربیت

زینب پری، مهر را بر می دارد  جلویش بر زمین میگذارد و خم میشود و بر روی مهر می خوابد. او نماز می خواند به همین راحتی. اما آیا نماز خواندن را و این دلا و راست شدن را من یا پدرش به او یاد دادیم؟ نه.. اصلا و‌ابدا. نه وقتش بوده و نه موعدش. پس چگونه می داندکه با مهر چه کار کند و چه بروزاتی همراهش اشت؟ او ما را دیده ، که به نماز مصر هستیم. نماز می خوانیم به جماعت یا فرادا. نماز خواندن ما را می شناسد. و این دیدنی هایش او را به عمل واداشته. ما می خواهیم بچه مان نماز بخواند،خودمان نماز بخوانیم. نماز را در خانه هایمان علم کنیم. تربیت جنسش از این قسم امر است. مهربانی هایمان با همسرانمان در تیررس دیده و شنیده ی فرزندانمان اس...
20 شهريور 1393

بدون عنوان

آما... آمّا این اسمیست که بر تمامی انسان های اطرافش گذاشته‌. از آشنا و غریبه تا هر کسی که می خواهد صدایش کند. راحت ترین کلمه ای است که در دایره لغاتش دارد. البته کوچکتر که بود بیشتر کلمه داشت در لغت دانی اش!! کلمه اش شبیه عمه هم هست و کلی ذوق می آورد برای بابایی و مامانی و عمه هایش. دلربایی میکند.
16 شهريور 1393

بدون عنوان

بچه داری خیلی عجیب است. از آن محل های نزول حکمت و علم است. یکی از خاله ها واکسن ۴ ماهگی دخترش را زده بود و از خیلی روزهای سختی را میگذراند. از  من پرسید، واکسن ۴ ماهگی زینب چطور بود؟ گفتم خیلی خوب بود. بلافاصله گفت: نه! من وبلاگش را دیدم، واکسن ۴ ماهه اش خیلی خیلی بد بوده. برایم خیلی جالب بود، هر چه فکر کردم اصلا یاد سختی آن واکسن نمی افتادم. برایم مسجل شد، که کاری که گذر کردنی ست، سختی هایش محو میشود. پس خیلی گیر نباشم در گرفتاری های آن لحظه. بچه فقط یک نمونه ی جزئی از این اتفاق است. ارتباط گرفتن با دیگران هم جزء دیگری ست. و زندگی ما پر است از این اجزا. و من هنوز هم‌ زینب را یک دختر راحت واکسن خور می دانم...
31 مرداد 1393

طلب درونی

همیشه هم عامل خارجی مشوق به عمل آوردن بچه ها نیست. بانوی یک روز مانده به یک سال شدن ما، راه می رود. خیلی زیاد. یک کفش ناز جغجه ای دارد  که یک ماه پیش برای بیشتر شدن انگیزه اش بع قدم زدن برایش خریدیم. اگر گفتید وقتی پایش می کند چه می شود؟ استراحت می کند! فقط همین! ------------------------ ما هم باید طلب هایمان درونی باشد
23 مرداد 1393